رژیم اسرائیل پس از شکست در تعیین سرنوشت نبرد با ایران از طریق مشارکت کامل آمریکا، با یک معضل استراتژیک روبرو شده و با توجه به محدودیت‌های تشدید تنش، تمام سناریوهای روی میز برای آن بد و نگران کننده است.
روزنامه الاخبار لبنان در مطلبی با عنوان «جایگزین‌های رقم نخوردن نهایی سرنوشت جنگ؛ همه سناریوها برای اسرائیل بد هستند» به این موضوع پرداخته و  خبرگزاری ابنا  آن را ترجمه  کرده است . الاخبار می نویسد: 
هدف بنیامین نتانیاهو صرفاً کشاندن آمریکا به رویارویی با ایران نبود، بلکه همچنین سوق دادن آن به نبردی سرنوشت‌ساز برای از بین بردن تهدید ایران بود. تل‌آویو به دنبال دخالت کامل آمریکا در این درگیری با تمام وزن نظامی، اقتصادی و سیاسی که چنین دخالتی به همراه دارد، از جمله بی‌ثبات کردن ایران در داخل از طریق جنبش‌های جدایی‌طلب بود. همه اینها بخشی از یک استراتژی جامع با هدف از بین بردن ساختار جمهوری اسلامی و در نهایت شکستن موازنه قدرت منطقه‌ای آن بود. با این حال، رویدادهای بعدی خلاف این پیش بینی نتانیاهو را ثابت کردند. آمریکا با وجود دخالت در این تجاوز، وقتی ایران تهدید کرد که منابع نفتی منطقه را هدف قرار می‌دهد، عقب‌نشینی کرد. این تهدید، درها را به روی احتمال یک جنگ طولانی و چند جبهه‌ای باز کرد، جنگی با نتایج نامشخص و ظرفیت کشاندن آمریکایی‌ها به باتلاق طولانی مدت ایران که هزینه‌های سنگین نظامی و اقتصادی و عواقب گسترده‌ای به همراه دارد.
بنابراین، عقب‌نشینی آمریکا در مواجهه با احتمال تشدید کنترل نشده - عقب‌نشینی که نه گزینه راحتی برای واشنگتن بود و نه از پیش برنامه‌ریزی شد - امیدهای اسرائیل برای ادامه جنگ تا پایان آن را برباد داد. در همین حال، ایران، با وجود ضرباتی که بخشی از زیرساخت‌های آن را از بین برد، توانایی خود را در هضم ضربه، تحمل فشارهای پیچیده نظامی و اقتصادی، سازگاری با واقعیت موجود و ازسرگیری فعالیت‌هایش نشان داد.
 تنگه هرمز به عنوان یک عامل تعیین‌کننده مطرح است و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، به آن امکان کنترل مستقیم بر یکی از حیاتی‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی را داده است. به همین دلیل هرگونه تشدید نسنجیده تنش، تنها بخشی از یک معادله گسترده‌تر خواهد بود که منافع بین‌المللی متعددی را در بر می‌گیرد. این دقیقاً کابوس واقعی اسرائیل است؛ اینکه آمریکا مداخله کند، سپس به دلیل محدودیت‌های قدرت خود و هزینه اتکای بیش از حد، در ادامه دادن تا انتها تردید کند و درگیری را حل نشده و تهدید را بی‌پاسخ بگذارد. با توجه به موارد فوق، سه سناریو مطرح است:
سناریوی اول، ترکیبی از فشار شامل حملات محدود و تحریم‌های گسترده، یک گزینه میانه است اما به ایران زمان سازگاری با فشاری را می دهد که آموخته است آن را از اهرم فشار به فرصت تبدیل کند.
سناریوی دوم، یک توافق ناقص است که مستلزم پذیرش ضمنی محدودیت‌های توانایی تحمیل شروط است. با این حال، هرگونه پذیرش توافقی از سوی آمریکا که از حداکثر خواسته‌هایش کوتاه بیاید، عملاً ایران را از دشمنی که می خواهد آن را به زانو درآورد به طرفی که مذاکره با او در چارچوب یک توازن قدرت خاص امکان‌پذیر است، 
بازتعریف می‌کند.
سناریوی سوم، ادامه وضعیت فعلی درگیری بدون نتیجه است. اگرچه این سناریو کم‌خطرترین به نظر می‌رسد زیرا محیطی با شدت کم تا متوسط و عاری از جنگ تمام‌عیار و یک توافق قطعی ایجاد می‌کند، اما در درون خود پویایی فزاینده‌ای را برای ایران به همراه دارد که آن را قادر می‌سازد در غیاب یک توافق محدودکننده، قابلیت‌های خود را بازسازی کند، برنامه‌های موشکی خود را توسعه دهد و به طور بالقوه گزینه‌های هسته‌ای خود را در سایه نبود توافق محدود کننده، گسترش دهد و علاوه بر این، حضور منطقه‌ای خود را نیز 
تقویت کند. 
با این حال، خطرناک‌ترین جنبه هر سه گزینه بحث زمان است. هر چه درگیری بدون نتیجه ادامه یابد، توانایی ایران برای تبدیل زمان به یک منبع استراتژیک برای بازسازی و ساماندهی بیشتر می‌شود، که این امر، چالش های اسرائیل را عمیق‌تر می‌کند. بنابراین، با توجه به ناتوانی اسرائیل در پایان دادن به آن، سوال این رژیم از «چگونه به تهدید پایان دهیم» به «چگونه آن را بدون تشدید مدیریت کنیم» تغییر می‌کند.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی